نمونه محصول سایت

فرم دهنده بینی بیوتیفول نوز

فرم دهنده بینی بیوتیفول نوز
  • 99,000 تومان

سرم سیلیکونی آلورا موپک

سرم سیلیکونی آلورا موپک
  • 49,000 تومان

گیرنده دیجیتال تلویزیون ست تاپ باکس ایکس ویژن مدل: X.Vision XDVB-210

گیرنده دیجیتال تلویزیون ست تاپ باکس ایکس ویژن مدل: X.Vision XDVB-210
  • 118,000 تومان

مداد تراش آرایشی آلمانی SAFON

مداد تراش آرایشی آلمانی SAFON
  • موجود نيست
  • 14,000 تومان

کرم گونه گذار و روشن کننده مروارید فلئور FLEURE

کرم گونه گذار و روشن کننده مروارید فلئور FLEURE
  • 58,000 تومان

خرید گردنبند چشم و نظر

خرید گردنبند چشم و نظر
  • موجود نيست
  • 12,000 تومان

محافظ نانوی شیشه خودرو

محافظ نانوی شیشه خودرو
  • 85,000 تومان

محافظ نانوی منسوجات و پارچه

محافظ نانوی منسوجات و پارچه
  • 99,000 تومان

من او

من او
  • 33,000 تومان

خطکش سه کاره گلدن براو

خطکش سه کاره گلدن براو
  • 35,000 تومان

استند لوازم آرایش 3 کشو

استند لوازم آرایش 3 کشو
  • 58,000 تومان

ارگانایزر شخصی لوازم و ابزار آرایش مدل ولنتاین 2017

ارگانایزر شخصی لوازم و ابزار آرایش مدل ولنتاین 2017
  • 120,000 تومان
  • ثبت نام فروشنده
  • ورود همكار تبليغاتي
  • ثبت نام همكار تبليغاتي
  • رهگيري سفارش
رویای نیمه شب

رویای نیمه شب

كد محصول : 925
قيمت : 12,500 تومان
0
از 0 نظر

پدیدآورنده: مظفر سالاری



درباره کتاب :
عنوان : رویای نیمه شب
پدیدآورنده : مظفر سالاری
انتشارات : کتابستان معرفت
شابک : 4-0-9416-600-978
قطع : رقعی
نوع جلد :شومیز
نوبت چاپ : دهم/ 1395
تعداد صفحات : 174 صفحه
شمارگان : 1200 نسخه

این رمان به شرح یک داستان عاشقانه پرداخته که خالی از مضامین دینی و معارفی نیست. هاشم جوانی است که عاشق دختری به نام ریحانه شده ولی ریحانه باورها و مذهب هاشم را ندارد و به مذهب دیگری مقید است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«پدر بزرگ از پشت قفسه‌ها بیرون آمد و به گوشواره‌ای زیبا و گران‌بها که من طراحی کرده بودم و ساخته بودم اشاره کرد. خوشحال شدم که آن را برای ریحانه انتخاب کرده بود؛ هر چند بعید می‌دیدم که مادرش زیربار قیمت آن برود. گوشواره را بیرون آوردم و به پدربزرگ دادم.

– طراحی و ساخت این گوشواره، کار هاشم است. حرف ندارد!

مادر ریحانه گوشواره‌ها را گرفت و ورانداز کرد.

– قشنگند، ولی ما چیزی ارزان قیمت می‌خواهیم.

مادر ریحانه گوشواره‌ها را روی مخمل گذاشت. با نگاهش گوشواره‌های قبلی را جستجو کرد. پدربزرگ گوشواره‌های گران‌بها را توی جعبه کوچکی گذاشت. جعبه را به طرف مادر ریحانه سُراند.

– از قضا قیمت این گوشواره‌ها دو دینار است.

در دلم به پدربزرگ آفرین گفتم. از خدا می‌خواستم که ریحانه صاحب آن گوشواره‌ها شود. قیمت واقعی‌اش ده دینار بود. یک هفته روی آن زحمت کشیده بودم.»




 

برچسب هاي :
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
امتياز محصول

نظر و کامنت
كد امنيتي